تبليغاتX
لاهیجان اس ام اس

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی


لاهیجان اس ام اس

اس ام اس

+نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت1:29توسط حسن | |


                     انا له الله وانا علیه راجعون

بانهایت  تاسف و اندوه فراوان  درگذشت  مرحوم مغفوره خواننده عزیز و دلسوز  

مهستی    را به  همه ی  دوستان اشنایان و طرفداران تسلیت  می گوییم.  

او در رو۴ تیر سال ۱۳۸۶  در ساعت ۷ شب جان به جان آفرین تسلیم کرد.


مهستی، خواننده ایرانی در سن شصت سالگی به دلیل ابتلا به سرطان، در سانتا رزا در

شمال کالیفرنیا درگذشت.

خبر درگذشت این خواننده قدیمی ابتدا در رسانه های فارسی زبان منتشر شد، وی از

مدتها قبل به دلیل ابتلا به سرطان روده بیمار و بستری بود.

خدیجه دده بالا که بعدها با روی آوردن به خوانندگی نام هنری مهستی را برای خود

برگزید، در سال 1946(1325) متولد شد. در نوجوانی استعدادش برای خوانندگی توسط

پرویز یاحقی، یکی از مشهورترین موسیقیدان های ایران، کشف شد.

نخستین آوازهای او در مجموعه گلهای رنگارنگ که در دهه چهل از رادیو ملی ایران

پخش می شد، به کارهای او اعتبار بخشید و او را به خواننده ای محبوب در دهه های

چهل و پنجاه بین مردم بدل ساخت و به علاوه راه را برای ورود خواهر بزرگترش،

هایده به عالم خوانندگی نیز باز کرد.

مهستی از ازدواج اول خود با خسرو ناظمیان، یک دختر به نام سحر دارد که در شمال

کالیفرنیا زندگی می کند.

کمی پس از انقلاب ایران، مهستی به بریتانیا رفت و پس از چند سال به آمریکا مهاجرت

کرد. در سال 2005 نیز آکادمی جهانی هنر، ادبیات و رسانه ها از وی برای 35 سال

فعالیت در زمینه موسیقی سنتی و پاپ ایرانی تقدیر به عمل آورد.

از وی بالغ بر 35 آلبوم موسیقی از جمله: "هوای یار"، "آشفته"، "مسافر" و "گل امید"

منتشر شده که اغلب آنها با استقبال روبرو شده است.

در بهمن ماه سال گذشته مهستی اعلام کرد که مبتلا به سرطان پیشرفته است و غفلت در

درمان آن، سبب وخامت بیماری شده است و از این طریق از جامعه ایرانیان درخواست

کرد تا در برابر عوامل سرطان زا و یا نشانه های این بیماری هوشیاری بیشتری به خرج

دهند.
 

مهستی عزیز روحت شاد یادت گرامی

+نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت2:17توسط حسن | |


گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت

پايانش همه شرمندگيست گفتمش درماندردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يک

اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست

+نوشته شده در سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت1:24توسط حسن | |

ميدوني طبق آخرين آمار كم جمعيت ترين جاي دنيا كجاس؟
.
.
.
نميدوني؟
.
.
.
. قلب منه كه فقط تو توي اون ساكني !!!

+نوشته شده در دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت1:58توسط حسن | |

بچه به معلوم شناي قزويني: استاد..حالا اگه واقعا انگشتتون رو از تو *ونم در بيارين من غرق

ميشم؟؟!

 

 

 

زني از يه نفر مي پرسه: فرق بسيجى با چريك چيه؟ ميگه بسيجى هميشه از جلو حمله ميكنه اما

چريك از عقب, زن آهي ميكشه و ميگه يادش بخير خدا بيامرز هم بسيجى بود هم چريك !.

 

 

 

تو تكدرخت زندگي من هستي كه الاغم را به آن مي بندم روی برکه قلبم نوشتم ورود ممنوع حالا

که وارد شدی خروج ممنوع Love 2007 رسید

 

 

 

بلوتوث قلبت رو روشن کن

می خوام تمام وجودمو براتsend کنم
.
.
.
.
ها ها ها

ویروس داشت

الان می میری ....!

 

 

 

 

اگه گفتي اون چيه که اول منم بعد تويي بعد زبون؟!
فکرشو بکن
.
.
.
.
يکم ديگه فکر کن
.
.
.
.
.

گل گاو زبون

+نوشته شده در یکشنبه سوم تیر 1386ساعت2:9توسط حسن | |

كاوه دوست دخترشو مي بره خونه ميگه حالا چي مي چسبه دختره ميگه شير .مي ره براش يه

ليوان شير مياره.بعد ميگه حالا چي مي چسبه باز دختره مي گه شير.لين جريان دو سه بار تكرار

مي شه ؛دختره ميگه شاوه شلافم كردي.


 
یه روز یه عنکبوت قرص x می خوره موکت میبافه


 
میخوان ترکرو دست بندازن، یه چک بهش میدن جای مبلغ مینویسن خدا تومان!!! ترکه میره

بانک گونی گونی پول میاره!!! میرن تحقیق میکنن میبینن رئیس بانک لر بوده!!!!!!!


 
يه روز يه اقا ميره نونوايي ميبينه صف مردهاشلوغه ميره صف زنها ميگه اقا خانومم گفته سه تا

نون بدين


 
یک روز یک هزارپا میره خواستگاری یک مگس .مگس می گه من با تو ازدواج نمی کنم

حوصله ی جوراب شستن ندارم


 
از گوسفنده میپرسن سیستم دستشویی رفتن شما چیه؟ میگه سبک گروه ارین.......دونه دونه دونه

دونه دونه


 
یک روز به منصور میگند دوربین زوم میگه{ آر زوم دددآرزوم ددددد


 
به گزارش خبرگذاري ايسنا : يك هواپيماي مسافربري با صدوپنجاه نفر سرنشين در يكي از

قبرستان هاي تهران سقوط كرده است. امداد گران تا به حال سيصد جسد را از خاك بيرون

آوردند . جستجو همچنان ادامه دارد ...


 
بابا به پسرش میگه گوگولی مگولی پسر به باباش میگه گوریل منگوریل


 
يه روز يه تركه سوار سمند ميشه خانومي كه تو رايانه سمند است ميگه درب خودرو باز است

تركه در را ميبنده ميگه در را بستم حالا بيا بيرون جييييگر

+نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت1:39توسط حسن | |