تبليغاتX
لاهیجان اس ام اس

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی


لاهیجان اس ام اس

اس ام اس


۱-رشتيه باتركه قدم ميزنه رشتيه : برم خونه الان برميگردم چنددقيقه بعد عصباني برميگرده تركه : چي شده

رشتيه : رفتم ديدم مرديكه توخانه با زنم نشسته بود تركه: نكشتيش رشتيه: تورشت كه نميشه هرروز خدا ادم

كشت!!!

 

۲-اتوبوس سرچهار راه رسيد. پيرمردي از مسافرها، عصايش را روي پشت شاگرد راننده گذاشت و گفت:

«اين جا چهار راه سعدي است؟» شاگرد راننده گفت: «نخير، اين جا ستون فقرات بنده است.»

 

۳-از خوش‌غيرت مي‌پرسن: پارسال روز زن چه كادويي به زنت دادي؟ ميگه: بردمش كيش. ميگن: اي ول بابا،

دمت گرم، خوب حالا امسال چيكار مي‌كني؟ ميگه: ميرم ميارمش

 

۴-به رشتيه ميگن: تو 8 سال اسير بودي، چطور بچه 2 ساله داري؟ ميگه: من اسير بودم، خانوم كه اسير نبوده

 

۵-به علت سردرگمي هموطنان رشتي روز پدر به مدت يك هفته تمديد شد

 

۶-به مرغه ميگن: ميتوني روزي 5 تا تخم بزاري؟ ميگه: اين كار مرغاي هرجايي تلاونگه

 

۷-زن رشتيه داشته براي دوستش درد و دل ميكرده: خسته شدم از بس كه روزها به بچه گفتم: نكن... بخور و

شبها به باباش گفتم: نخور... بكن

 

۸-فحش‌هاي عربي: از جلو چشمام خفه‌شو، كثافت مرض، پاتو از رو بوق بردار، گردن درازي مي‌كنی

 

۹-اين ماهي رو تازه از آب گرفتم، هنوز جون داره، اگه ميخواهي نميره و آب دم دستت نيست، جيش كن رو

موبايلت!

 

۱۰-جوايز قرض‌الحسنه بسيجيان: 99 تسبيج 99 دانه به 100 نفر، 100 عدد جانماز به 99 نفر، 200 متر چفيه

به 400 نفر (هر نفر نيم متر)، هر 5 ميليمتر ريش در هر روز يك امتياز، آخرين مهلت تا پايان هفته بسيج

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت1:49توسط حسن | |

ترکه به يه خانمي ميگه ببخشيد اسم شما چيه؟ خانمه ميگه من فاطمه

هستم ولي صدام ميکنن فاطي. ترکه ميگه خوب شد کوثر نيستي!

*******************************************************

يه بنده خدايي به يه رشتيه ميگه عجب بچه خوشگلي داري. رشتيه ميگه

حالا يه بار برام يه کاري کردي، هي منت بزار!

*******************************************************

رشتيه زن مي‌گيره ازش مي‌پرسن زنت چطوره؟ ميگه بد نيست، هر کي

برده ازش راضيه!

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت1:30توسط حسن | |

سيب سرخي را به من بخشيد و رفت عاقبت بر عشق من خنديد و رفت

اشک در چشمان سردم حلقه زد بي مرووت گريه ام را ديد و رفت

 

 

تموم اميد آسيابان به وزش باد است، تا آسيابش بچرخد، وگرنه آسياب از

كار مي‌افتد، قلب من آسياب، من آسيابان و نفس تو همون باد است

 

 

اگه چشمت پرسید بگو ندیدمش اگه گوشت پرسید بگو نشنیدمش اگه دستت

لرزید بگو مال سرماست اگه پاهات سست شد بگو مال ضعفه ولی اگه

دلت ریخت به خودت دوروغ نگو که دوسش نداری..

+نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت1:39توسط حسن | |

..و خدا یک نفر را آفرید، به نام تو

و آمدی به دنیایی که همچون تو نداشت و هرگز هم نخواهد داشت

و خدا خواست که برای من کسی مثل تو نباشد

و تو مثل هیچ کس باشی

و خدا خواست با یاد تو همیشه تنهاترین باشم

و هر شب و روز با خاطره هایت خلوت کنم

و بیا بخواب در رویاهای من و در آرزوهایم بیدارشو...

که من خیابان ساکتی هستم و پیوسته خواب قدم های تو را می بینم

و بیش از این پنجره را چشم انتظار نگذار چراکه این پنجره مال من است

و من در این پنجره می خواهم تو را بیابم

به جان تو ای جان من

خدا خواست

و خدا خواست که من دوستت بدارم و چقدر زیباست که خدا بخواهد ...

+نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت1:11توسط حسن | |

بدليل بالا رفتن قيمت سكه خانم ها به فكر اجرا گذاشتن مهريه هستند .

آقايان عزيزآيا به اين فكركرده ايد كه ديه ارزانتر از مهريه است

+نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت2:59توسط حسن | |

صاحبخانه: هر وقت مي‌گويم اجاره را بده، مي‌گويي: بگذار حقوق بگيرم

 پس كي حقوق مي‌گيري؟ مستاجر: هر وقت كه استخدام شد


 

مش باقرميره دكتر ميگه: آقاي دكتر تخمم درد ميكنه ، دكتر
 

دست ميزنه ميگه: الان چه احساسي داري؟ ميگه: دكتر
 

جون دوست دارم ادامه بده

 


قوچعلي ميره با پژو 206 مسافرکشي 4 نفر رو سوار ميکنه
 

بعدش خيلي تند ميره . اولي ميگه آقا خيلي داري تند ميري

قوچعلي ميگه تا حالا 206 داشتي ؟ طرف ميگه نه ميگه 

 پس خفه شو .همين طور سرعت رو ميبره بالا و تا نفر

سوم همين جواب رو ميده چهارمين نفر ميگه آقا خيلي
 

تند ميري . ميگه تا حالا 206 داشتي . ميگه : آره
.

قوچعلي ميگه : پس تورو خدا بگو ترمزش کدومه

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت0:57توسط حسن | |

يه اصفهانيه زنش و تو عربستان گم ميکنه بعد از دوهفته زنش زنگ مي زنه مي گه حاج آقا دو کلوم حرف حساب دارم !!! نه پولت پولس نه دولت دولس

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت0:27توسط حسن | |


۱-رشتيه باتركه قدم ميزنه رشتيه : برم خونه الان برميگردم چنددقيقه بعد عصباني برميگرده

تركه : چي شده رشتيه : رفتم ديدم مرديكه توخانه با زنم نشسته بود تركه: نكشتيش رشتيه: تورشت

كه نميشه هرروز خدا ادم كشت!!!

 

۲-اتوبوس سرچهار راه رسيد. پيرمردي از مسافرها، عصايش را روي پشت شاگرد راننده

گذاشت و گفت: «اين جا چهار راه سعدي است؟» شاگرد راننده گفت: «نخير، اين جا ستون

فقرات بنده است.»

 

۳-از خوش‌غيرت مي‌پرسن: پارسال روز زن چه كادويي به زنت دادي؟ ميگه: بردمش كيش.

ميگن: اي ول بابا، دمت گرم، خوب حالا امسال چيكار مي‌كني؟ ميگه: ميرم ميارمش

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت1:28توسط حسن | |

روزي يه نفر داش خونشو خراب ميکرد زير يکي از چوبها مارمولکي ديد که ميخي وسط دمشه

که نه از بدنش جدا شده نه اونو کشته و مارمولک هنوز زندس خيلي تعجب کرد و چند روزي

مارمولکو زير نظر گرفت که چه جوري غذا مي خوره که تا الان زندس.. ......................

بد از چند روز فهميد يه مارمولک ديگه براش غذا مياره عشق اين دو مارمولک مرد را متحير

کرد

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت0:41توسط حسن | |